هاشم حسيني تهرانى
42
علوم العربية
" نعم ، ينعم ، انعم ، نعمة و منعما : خوش بودن " " بئس ، يبئس ، ابئس ، بوءسا و بوءسا و بئيسا و بوءسى : نيازمند شدن " . لكن لغت فصيح در اين مثالها از باب " فعل يفعل " است ، چنانچه در قرآن قرائت شده و چند مثال ديگر از اين باب مىباشد كه در تقسيم چهارم مذكور خواهد شد . ( 6 ) ( باب فعل يفعل ) از اين باب هرفعلى آمده لازم است ، و از پنج باب ديگر ، هم لازم و هم متعدى آمده و معنى فعل لازم و متعدّى در تقسيم هفتم معلوم ميگردد ، و نيز از جهت معنى غالبا مصادرى كه در اين باب آمده دلالت بر صفات ثابته مىكند . و بطور كلى مصادرى كه از آنها صيغه فعل بناء مىشود از جهت معنى سه قسم است : 1 - مصادرى كه دلالت بر فعل صادر مينمايد ، مانند " ذهاب : رفتن " ضرب : زدن " " قتل : كشتن " " اكل : خوردن " " جلوس : نشستن " 2 - مصادرى كه دلالت بر صفت زائل مينمايد ، مانند " جوع : گرسنه شدن " " شبع : سيرشدن " " سقم : مريض شدن " " خجل : شرم نمودن " " خوف : ترسيدن " و اين معانى همان عوارض است كه در باب " فعل يفعل " گفته شد .